صبح یکشنبه در حال نزدیک شدن است توسط جانی کش

  • کریس کریستوفرسون این آهنگ را در حالی زندگی می کرد که در نشویل در نشویل زندگی می کرد ، زمانی که به عنوان سرایدار در Columbia Records کار می کرد - شغلی عجیب با توجه به داشتن مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه آکسفورد و ارتقاء درجه کاپیتانی در ارتش ایالات متحده. اما کریستوفرسون می خواست ترانه سرا باشد ، بنابراین مقام استاد در آکادمی نظامی ایالات متحده در وست پوینت را رد کرد و در کلمبیا در انتظار تعطیلات خود ، طبقه ها را جارو کرد.

    در ارتش کریستوفرسون پرواز با هواپیما را آموخت و به عنوان خلبان هلیکوپتر تجاری در نشویل کار می کرد و داستان اینکه چگونه نوار نمایشی این آهنگ خود را به Cash رساند افسانه شده است: او هلیکوپتر گارد ملی خود را به حیاط جلوی Cash برد ، جایی که او فرود آمد و نوار را تحویل داد. داستان غالباً به این معنی است که کش هرگز با کریستوفرسون ملاقات نکرده است ، اما آنها از سال 1965 یکدیگر را می شناسند. در مصاحبه ای در سال 2008 با سان لوئیس اوبیسپو تریبون کریستوفرسون توضیح داد: 'من قبل از آن جان را می شناختم. من سرایدار او در استودیو ضبط بودم و هر آهنگی را که می نوشتم به او می دادم ، بنابراین او می دانست که من کیستم. اما هنوز هم نوعی تجاوز به حریم خصوصی بود که من آن را توصیه نمی کنم.

    صادقانه بگویم ، فکر نمی کنم او آنجا بود. او یک داستان کامل داشت که من با یک نوار در یک دست و یک آبجو در دست دیگر از هلیکوپتر خارج شدم.

    جان حافظه بسیار خلاقانه ای داشت ، اما من هرگز نسخه او از آنچه اتفاق افتاده بود را مورد اعتراض قرار نمی دادم زیرا او مسئول موفقیت هایی بود که من به عنوان ترانه سرا و اجرا کننده داشتم. او من را برای اولین بار در صحنه ای در جشنواره محلی نیوپورت روی صحنه برد. '
  • این آهنگ درباره خماری است ، کیش در مورد 'پایین آمدن' صبح یکشنبه پس از 'سنگسار' شنبه شب می خواند. بسیاری از آهنگ های کریس کریستوفرسون به اتفاقات بعد از سرگرمی می پردازد و معمولاً زیبا نیست. در این آهنگ ، قهرمان ما تمیزترین پیراهن کثیف خود را می پوشد ، چند آبجو می نوشد و برای روبرو شدن با یک روز تنها به بیرون می رود.
  • این آهنگ در سپتامبر 1970 به مدت دو هفته در جدول رتبه های کانتری قرار گرفت. این اولین کشور شماره 1 کریستوفرسون به عنوان نویسنده بود.
  • در سال 2009 رولینگ استون مقاله ای در مورد کریس کریستوفرسون که توسط اتان هاوک نوشته شده است ، توضیح می دهد که کریس قبل از برداشتن هلیکوپتر ، جانی کش را مجبور به گوش دادن به آهنگ کرد. پس از شنیدن آن ، کش گفت که 'او آهنگهایش را آنقدر دوست دارد که من آنها را بر می دارم و اجازه نمی دهم دیگران آنها را بشنوند.'

    کش این آهنگ را به صورت زنده ضبط کرد نمایش نقدی جانی ، و قبل از نمایش ، سانسورگران ABC از او خواستند شعر 'آرزو می کنم ، خداوندا ، من سنگسار شدم' را به 'آرزو می کنم ، خداوند ، من در خانه بودم' تغییر دهد. کش آن را به شیوه ای که کریستوفرسون آن را نوشت ، خواند و حتی بر کلمه 'سنگسار' تاکید کرد.
  • نسخه اصلی این آهنگ توسط ری استیونز در سال 1969 ضبط شد. در 2009 BMI Country Awards ، جایی که کریستفرسون به عنوان نماد مورد تقدیر قرار گرفت ، او به یاد آورد که چگونه استیونس در لحن خود از فرصت استفاده کرد ، زمانی که او هنوز ترانه سرای ناشناخته بود. کریستفرسون گفت: 'هیچ کس تا به حال این همه پول و تلاش برای ضبط یکی از آهنگ های من نکرده بود.' 'اولین باری را که شنیدم به یاد دارم - او یک خواننده فوق العاده است - مجبور شدم از انتشارات خارج شوم و فقط روی پله ها نشستم و گریه کردم زیرا این یک چیز بسیار زیبا بود.'

    استیونز افزود که او به این آهنگ کشیده شد زیرا احساس می کرد کریستوفرسون 'جرقه' دارد.

    استیونز به یاد می آورد: 'او بسیار با استعداد ، بسیار باهوش و به موقع با سبک خود بود.' بسیاری از مردم از آن زمان آهنگهایی را که او منتشر کرده است کپی کرده اند ، بنابراین در این مقطع زمانی چندان متفاوت به نظر نمی رسد. البته هنوز هم هست نویسندگان بسیار کمی هستند که در زمان مناسب این جرقه را دریافت کنند. '


مقالات جالب