همیشه نمی توانید به وسیله رولینگ استونز به آنچه می خواهید برسید

  • دو نظریه در مورد هویت آقای جیمی ، که در بیت سوم آمده است:

    من با آقای جیمی در صف ایستاده بودم
    و مرد ، آیا او بسیار مریض به نظر می رسید


    این می تواند اشاره ای به جیمی میلر باشد ، که در آن زمان تهیه کننده The Stones بود ، اما ممکن است به جیمی هاتمکر ، یک شخصیت محلی نیز اشاره کند که در منطقه تجاری Excelsior ، مینه سوتا ، یک جامعه هنرمند مد روز خارج از مینیاپولیس در نزدیکی دریاچه مینتونکا سرگردان بود. . Hutmaker معروف به 'Mr. جیمی ، 'برخی از معلولیت ها را داشت اما در بیشتر روزها از نظر ذهنی تیز به نظر می رسید ، اگرچه او زیاد با خودش صحبت می کرد. او هر روز کیلومترها راه می رفت و صاحبان مغازه های محلی از او مراقبت می کردند تا اینکه در 3 اکتبر 2007 درگذشت.

    استونز در اکسلسیور در اولین تور خود در ایالات متحده در سال 1964 اجرا کرد و استقبال خوبی از آنها نشد. طبق گفته های Excelsior ، میک جگر برای تهیه یک کک گیلاس به داروخانه محلی رفت. در آن زمان یک کک گیلاس یک کک بود که گیلاس واقعی در آن بود و چشمه های نوشابه در داروخانه جایی بود که معمولاً آنها را پیدا می کردید. مغازه کوک گیلاس نداشت و آقای جیمی که پشت صف جاگر ایستاده بود ، اظهار داشت: 'خوب ، شما همیشه نمی توانید به آنچه می خواهید برسید.'

    آقای جیمی در نمایش بعدی استونز در مینیاپولیس حضور داشت. افسانه ها می گویند که جگر یک لیموزین فرستاده تا او را تحویل بگیرد ، اما به احتمال زیاد یک تاجر محلی این کار را انجام داده است تا بتواند برود.
    کریس هال - آتن ، GA و افراد خوب در اتاق بازرگانی Excelsior
  • گروه کودکان گروه کر باخ لندن است. 60 صدای آنها دو آهنگ بود تا به نظر برسد که حتی تعداد بیشتری از آنها وجود دارد.
  • گروه کر گروه باخ لندن وقتی فهمیدند که آلبوم نام دارد ، سعی کردند نام آنها را از این آلبوم حذف کنند بگذارید خونریزی کند و حاوی 'Midnight Rambler' آهنگی درباره یک قاتل سریالی بود.
  • اشعار درباره این است که چقدر خوشبختی سخت است. مهم نیست که چه چیزی دارید ، همیشه بیشتر می خواهید.
  • 'داروخانه چلسی' در چلسی بود. در واقع جاده پادشاه ، که در زمان خود به اندازه خیابان کارنابی 'چرخید'. اما این یک داروخانه نبود (به هر حال به طور رسمی) ، یک میخانه بود. استنلی کوبریک بخشی از فیلمبرداری شده است یک نارنجی دست ساز آنجا. اما مخرب ترین واقعیت در مورد داروخانه چلسی این است که این مکان اکنون مک دونالد است.
    کوین - لندن ، انگلستان
  • این عنوان به عنوان B از 'Honky Tonk Women' منتشر شد. نسخه این تک آهنگ کوتاه تر از نسخه موجود در آلبوم است. این فیلم در 3 ژوئیه 1969 منتشر شد ، روزی که برایان جونز ، بنیانگذار رولینگ استونز درگذشت.
  • نسخه بدون گروه کر در آن ظاهر می شود سیرک راک اند رول ، ویژه تلویزیونی بریتانیایی The Stones در سال 1968 ضبط شد ، اما هرگز پخش نشد. در سال 1995 با اجرای موسیقی و نوازندگان سیرک به صورت ویدئویی منتشر شد.
  • استونز اولین بار این را در سال 1968 به عنوان بخشی از ضیافت متکدیان جلسات این برش برای آن آلبوم ایجاد نکرد ، بنابراین برای آن احیا شد بگذارید خونریزی کند .
  • آل کوپر برای نواختن ارگ و بوق فرانسه به آنجا آورده شد. این سازها توسط برایان جونز نواخته می شد ، اما او با مشکلات شدید دارویی روبرو بود و در دسترس نبود. این کوپر در ابتدا نوت بوق بلند را می نوازد.
  • این در فیلم 1983 استفاده شد لرز بزرگ در صحنه ای که در مراسم تدفین شخصیت الکس بازی می کند.
  • یکی از خوانندگان پشتیبان ، دوریس تروی بود ، که در سال 1963 موفق به دریافت 'فقط یک نگاه' شد.
  • ماریان فیتفول ، که دوست دختر میک جگر بود ، مدعی شد که استفاده از مواد مخدر الهام بخش این آهنگ بوده است.
  • میک جگر توضیح داد: 'این آهنگ خوبی است ، حتی اگر خودم بگویم. این یک گروه بسیار خواندنی دارد و مردم می توانند با آن همذات پنداری کنند: هیچ کس آنچه را که همیشه می خواهند دریافت نمی کند. ملودی خیلی خوبی داره لمس های ارکستری بسیار خوبی دارد که جک نیچه در آنها کمک کرد. بنابراین همه مواد لازم را دارد. '
    برتراند - پاریس ، فرانسه
  • درامر گروه ، چارلی واتس ، به این دلیل ساده در این آهنگ بازی نکرد که از نظر فنی قادر به تشخیص ضربات این شیار و ریتم غیرمعمول نبود. تهیه کننده آنها ، جیمی میلر ، به جای آن روی آن بازی کرد. واتس سرانجام شیوه بازی را همانطور که در تصویر نشان داده شده است تغییر داد سیرک راک اند رول ویدیو میلر در مورد طبل بسیار خاص بود. او همچنین در 'مبارک' بازی کرد و در 'زنان Honky Tonk Women' زنگ گاو بازی کرد.

    آل کوپر در مصاحبه ای با NPR گفت که مشاهده کرده است که جیمی میلر و چارلی واتس روی قطعه درام کار می کنند. واتس به اندازه کافی سریع کار نمی کرد ، بنابراین میلر گفت: 'بگذارید به شما نشان دهم.' در آن لحظه واتس گفت: 'چرا آن را بازی نمی کنی' و بیرون رفت. میلر ماند و آهنگ قطع شد.
  • کمدین تیگ نوتارو کمی در مورد اینکه چگونه این آهنگ انتخاب اشتباه است صحبت کرد وقتی سعی کرد کسی را با موسیقی رولینگ استونز آشنا کند. او می گوید که وقتی بچه بود ، درباره بیتلز و استونز انجیلی بود و یک روز جالبترین بچه مدرسه با پدرش وارد خانه شد. بگذارید خونریزی کند آلبوم ، که به او اجازه داده شد یک آهنگ از کلاس پخش کند. او از تیگ آهنگ مناسب خواست و او این آهنگ را انتخاب کرد ، اما خوب نبود ، زیرا 45 ثانیه اول توسط گروه کودکان اجرا می شود. قبل از اینکه میک جگر بتواند یک نت بخواند ، زنگ به صدا در آمد و این احساس را در کلاس ایجاد کرد که رولینگ استونز موسیقی آزمایشی کورال ساخته است.
  • در سال 2004 ، کک از آن در تبلیغات C2 استفاده کرد ، که حاوی نوشابه معمولی کم کالری و کربوهیدرات کم است.
  • در دسامبر 2008 ، Songfacts این یادداشت را دریافت کرد ، اگرچه تأیید آن غیرممکن است ، اما خواندن جالبی دارد:

    چهل سال پیش من تازه از هند و نپال به لندن برگشته بودم. من شکسته بودم ، کثیف بودم و خیلی بد جون می گرفتم. یک شب به امید دسترسی به یک داروخانه ، من در پشت بام ساختمان بالای آن بودم. در حقیقت ، من خیلی دزد نبودم و فرار پشت بام من نوعی ماجراجویی بود که مرا از پریدن از پوست من باز می داشت. وقتی از کنار پنجره عبور می کردم ، مشکوک بودم که کسی مرا دیده است ، اما آن را به حالت پارانویا درآورد و جستجو کرد.

    وقتی مار سیاه جگوار (رزمناو پلیس) را در حیاط دیدم ، غدد من بیش از حد آدرنالین مصرف کردند. من قبل از مصرف مواد مخدر تقریباً ورزشکار بودم ، اما من را شگفت زده کرد که توانستم از طریق آتش سوزی به پایین پرواز کنم و با انرژی (اما زمان کمی) برای صرفه جویی در دروازه سیم خاردار بزرگ را افزایش دهم. وقتی من جهش می کردم روی حصار ، جگ روی پاشنه من بود. من تا زمانی که فکر می کردم نیاز است پلیس های دیگر به تماس رادیویی آنها پاسخ دهند ، مانند یک دیو می دویدم و سپس سرعت خود را به سرعت کاهش دادم. در آن زمان من بسیار مریض بودم و وارد داروخانه چلسی شدم. این یک مرکز خرید بسیار شیک بود که شامل چند میخانه بود و من با جمعیتی که منتظر پذیرش بودند کنار آمدم.

    من عرق کرده بودم و دست نخورده بودم و تصور می کردم که برجسته هستم ، بنابراین ، به امید ادغام با جمعیت ، من با مردی که نزدیکم بود صحبت کردم. او نجات دهنده ها را می خورد و بسیار دوستانه بود. او متوجه یک زن و شوهر بیش از حد پوشیده شده بود و من از یکی از بازکنهای مکالمه خود استفاده کردم: 'سیرک واقعی در اطراف او اینطور نیست' ، من آن خط را از آهنگ Donavan بیرون کشیدم که با 'فقط یک سرگرمی وجود دارد ، جهنم در صورت تمایل ، نام شما در صورتحساب است و به نظر می رسد در حلقه شماره یک تحت تعقیب هستید. '

    > با لبخند کنجکاوی به من نگاه کرد. 'اوه بله ، من می دانم منظور شما چیست ، لباس و همه.'

    من ادامه دادم ، 'اجراهای عالی اما احتمالاً صورتحساب هر دوی ما را شامل می شود' به امید کنایه یا طنز گفتم. او نجات دهنده های خود را غربال کرد و یکی از آنها را در دهانش گذاشت ، نگاه کرد و لبخند بزرگی به من زد: 'من کمی در مورد اجراها می دانم.'

    خوب ، من باید فوراً یا حداقل تا آن زمان او را می شناختم ، اما این کمی فراتر از باور بود و من در موقعیت کمی بودم. وقتی به نجات دهندگان زندگی خود نگاه کرد ، از او پرسیدم آیا عطر و طعم مورد علاقه خود را برای آخرین بار ذخیره کرده است یا خیر. 'نه' دوباره لبخند شیطنت آمیزی زد ، 'من همیشه اول قرمزها را می خورم' ، و او آن را در حالی که در دهانش فرو می کرد نشان داد.

    در آن زمان او کنترل کامل مکالمه را در دست داشت. من 20 ساله بودم و او بزرگتر بود و برخورد مردی را داشت که مسئولیت زندگی و مرکز همه چیز را بر عهده داشت. من یک شخص ناخوشایند کوچک بودم. او پرسید که آمریکایی مانند من در لندن چه می کند. به او گفتم که من به تازگی در سفر زمینی از جمله وین و استانبول به همراه بمبئی ، دهلی و کاتماندو بوده ام. او گفت که از استانبول چیزی نمی داند و تنها چیزی که درباره وین می داند ، پسران گروه کر هستند و با پیدا کردن یکی دیگر از قرمزها ، پوزخند زد. در آن زمان ما درگیر یک مکالمه بسیار روان بودیم. علی رغم موقعیتش به عنوان یک ستاره ، صحبت با او بسیار آسان بود. او حتی به چند داستان من درباره شرق گوش داد. در یک نقطه وقتی من تلویح کردم که من سعی می کردم چیزی را در آن شب بدست آورم که به نظر نمی رسید آن را پیدا کنم ، او دقیقاً می دانست که در مورد چه چیزی صحبت می کنم. 'شما همیشه نمی توانید آنچه را که می خواهید بدست آورید اما ...' که برای من توصیه ای حکیمانه به نظر می رسید. او واقعاً بسیار جذاب و فوق العاده باهوش بود ، نه اینکه بگوییم یک گفتگوی سرگرم کننده.

    من در تشخیص چهره وحشتناک هستم و معمولاً فقط به چیز دیگری فکر می کنم که می توانم به مکالمه اضافه کنم. اما در آن زمان هویت او در جمجمه ضخیم من نفوذ کرده بود. خودم را جیم معرفی کردم و نامش را پرسیدم. او گفت میک ، البته ، و ما کمی درباره فروشنده ای که می شناختم نام داشت میک صحبت می کردیم ، قبل از اینکه نام خانوادگی من را بپرسد. حالا ، من از کجا هستم آنها آن را نام خانوادگی شما می نامند و من واقعاً نمی دانستم نام خانوادگی چیست. به خاطر آوردم که وقتی با شخصی 'آقا' تماس می گرفتید ، معمولاً از نام کوچک او استفاده می کردید. بنابراین من به جیمز گفتم ... فکر می کنم او می خواهد نام اصلی من را بداند. او تصریح کرد: 'نه ، نه ، منظور من نام خانوادگی شما است.' فهمیدم منظور او لقبی است که خانواده ام با من تماس گرفتند و من گفتم ، 'جیمی' این باعث شد او بیدار شود. فکر می کنم تا آن زمان او مرا یک احمق کامل می پنداشت. او گفت 'بنابراین شما آقای جیمی هستید ، خب ، این عالی است ... آقای جیمی' با صدای بلند می خندد.

    من فهمیدم به طور معمول من خیلی گیج نیستم ، اما ، درک کنید ، من اصلا خوب نبودم. من نام خانوادگی خود را به او گفتم ، او گفت: 'خدا ، فراموشش کن ، من هرگز آن را به خاطر نمی آورم ، به سختی می توانم آن را تلفظ کنم. آقای جیمی خوب است. '

    درست در همان لحظه مردی بیرون آمد و بسیار مelyدبانه به شانه اش ضربه زد. قبل از اینکه از طریق خط طولانی وارد باشگاه شود ، او از من دعوت کرد تا به او ملحق شوم. در آن زمان من واقعا مریض می شدم ؛ تشکر کردم و رفتم. مدتی گذشته بود و می دانستم که در امان خواهم بود.

    من اولین باری که این آهنگ را شنیدم بسیار سنگین روی اسید خوردم و درباره آن حرف بزرگی زدم. هیچ کس من را باور نکرد و یکی از دوستان نزدیکم گفت که حتی اگر داستان واقعی باشد من باید آن را فراموش کنم ، گفتن آن فقط باعث می شود من احمق به نظر برسم. من 25 سال به هیچ کس نگفتم ، در آن زمان به چند دوست خوبم گفتم که با آنها مشروب می خورم. آنها خندیدند و گفتگو را به جایی دیگر بردند. من به خود زحمت ندادم که بر صحت و سقم داستان اصرار کنم و خوشحال بودم که فقط آن را رها کردم. تنها کسی که می تواند داستان را تأیید کند میک است.
  • دونالد ترامپ از این آهنگ در طول مبارزات انتخاباتی خود استفاده کرد ، زمانی که ما برای نامزدی جمهوری خواهان در سال 2016 نامزد شدیم (و برنده شدیم). استونز با صدور بیانیه ای از او خواست تا از موسیقی خود دست بردارد ، اما ترامپ نه تنها این درخواست را نادیده گرفت ، بلکه از این آهنگ به عنوان آهنگ استفاده کرد. کنوانسیون ملی جمهوری خواهان ، پس از سخنرانی پذیرش وی در میان بادکنک ها و کنفتی ها بازی کرد.

    این آهنگ یک انتخاب عجیب به نظر می رسد ، شاید به جمهوری خواهانی که از او حمایت نمی کردند نشان داد که نمی توانند کاندیدای مورد نظر خود را بدست آورند ، اما آنها به گزینه مورد نیاز خود دست یافتند.

    شاید این خطوط در مورد ترامپ در زمان گرفتن عکس از حزب در طول مبارزات انتخاباتی و حتی در کنوانسیون طنین انداز شد:

    به تظاهرات رفتیم
    برای بدست آوردن سهم عادلانه خود از سوء استفاده
    آواز می خوانیم: 'ما ناامیدی خود را تخلیه می کنیم
    اگر این کار را نکنیم ، فیوز 50 آمپر را می زنیم


    سرخوردگی موضوعی رایج در پیام ترامپ بود ، زیرا او قول داد به نیازهای مردم عادی که از نظر دولت و سیستم تقلب شده حق رای ندارند ، پاسخ دهد.
  • به دنبال سخنرانی پیروزی دونالد ترامپ پس از نامگذاری به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا ، رهبر تازه انتخاب شده از روی صحنه به این آهنگ رفت.

    میک جگر تحت تأثیر قرار نگرفت و توییت کرد: 'فقط اخبار را تماشا می کردم ... شاید آنها از من بخواهند که در مراسم افتتاحیه' You Can't Always Get What You Want 'را بخوانم ، ها!'
  • یکی از غیرعادی ترین اجراهای این آهنگ در 18 آوریل 2020 پخش شد ، زمانی که میک جگر ، کیث ریچاردز ، رونی وود و چارلی واتس به طور مجازی از طریق Zoom با هم همکاری کردند تا آن را برای کنسرت One World: Together At Home در حمایت از سازمان بهداشت جهانی در زمان شیوع ویروس کرونا. ظاهراً واتز کیت طبل در دسترس نداشت ، بنابراین او درامز می نواخت - احتمالاً آهنگ او دوبله شده بود.


مقالات جالب